تبلیغات
حقوق ضایع شده ی من
حقوق ضایع شده ی من

هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


کسانی که میخوان حرفای دلشون رو اینجا بذارن اگه توی میهن بلاگ وبلاگ دارن نام کاربری رو از طریق نظرات بگن تا از اونا دعوت شه و بتونن مطلب بذارن و اگه کاربر میهن بلاگ نیستن از طریق نظرات متن یا پیامشون رو بذارن تا براشون بذارم توی صفحه اصلی،در صورتی که نمیخوان اسشمون یا وبشون یا ایمیلشون نشون داده بشه به صورت ناشناس بیان یا به صورت خصوصی بگن

نازنینی بود در دلم به بادش دادم

این دله بی کسم دل به کسی دارد که روحی ندارد و به درد خود میبالد که هیچ کس

نیست آنرا دارویی گذارد.کسی نمیداند چه میکشد ماری که شکمش زخمی شده و

مجبور به حرکت است.کسی نمیداند شبستان آخری که در آن سر خواهم کرد چه قدر

به شب بودنش وفا دار است.زمستانی را سر میکنم که امیدی به بهارش نیست.

قدیم تر ها وعده ها دادند به این افکاره کودکانه ام و آنرا اینگونه توصیف میکردند که

درخت کوچک را باید نگه داشت تا ریشه ای بسازد برای من تو و ما.کس نمیداند

 پری زاده های فرشته روی خبیثانه زمانی هستند که آرامش افکارم را از آن خود

میدانند.بی آنکه بدانند جایگاه آرامشمم دیر زمانیست که به اجاره ی سیلاب اشکهایم

گشته.کسی نیست غم خواره دلم باشد و باز هم به این باور هستند که اینگونه سنگ

گشته ام و بی خبر از آنند که زیر شدت شلاقهای بی مهرشان ضخامت قلبم را

احساس میکنند.به بهاری نمیرسم از آنجا که وقتم تنگ است برای جواب پس دادن به

غمهایی که بی اشک ماندند.چشمهایم به راهی است که مقصدش زندگی و

سرانجامش نا کجایی است که گم شدن لازمه ی حیات است.خواهم رفت در

فراسویی که هیچ کس ندایم را نخواهد شنید.خواهم رفت و جدا خواهم شد از

دوستان و نزدیکانی که دمی آرامم نکردند.خواهم رفت از یاد ها و تنها دلنوشته ای از

من به یادگار خواهد ماند که این نیز خواهد گذشت.میگذارم یادم را برای شما تا بدانید

چه کردید با دلم.حرفهایی را از جنس خنجر بر دیواره های دلی که تیکه هایش به

چشم نمی آمدند را به یادگار حک کردید.

خواهم رفت و شما را به خدا خواهم سپرد تا بدانید چه کردید با آینه ای که هیچ چیز

جز صداقت نداشت.خواهم رفت از کنارتان تا بدانید شکستم بی آنکه کس بداند که من

چه کشیدم و آن هنگام که من آرام در بستر زمین به عشق بازی بر خاکش بوسه

خواهم زد شما گم در آدم بودنتان خواهید بود.حرفی نیست برای جبران و گله ای

نیست برای تمکین و این را همیشه بر لب خواهم خواند تا بدانید هیچ کس از انسان

بودنم شاد نگشت هیچ کس با تارو پود زندگیم نقشی نساخت هیچ کس برایم این را به

خلاف ثابت نکرد که:

زندگی هنگامه ی فریاد هاست


سرگذشت در گذشت یادهاست


زندگی تکرار جان فرسودن است


رنج من تاوان انسان بودن است



و در آخر برای همه بی محبتها و محبت دارانم خواهم نوشت:


هر کسی یادم کند یادش به خیر


هر کسی یادم نکرد یادش به خیر


هر که هم یادش رود یادم کند یادش به خیر




یکشنبه 20 دی 1388 دل نوشته ی نمیدونم کی هستم | یادگاری ()



هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


نکته های اساسی

  • خانه
  • نمیدونم کی هستم

    کی بیشتر از همه حقتو ضایع کرده؟











    بازدیدهای امروز :
    بازدیدهای دیروز :
    كل بازدیدها :
    كل مطالب :

    RSS 2.0
    غم قطره