تبلیغات
حقوق ضایع شده ی من
حقوق ضایع شده ی من

هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


کسانی که میخوان حرفای دلشون رو اینجا بذارن اگه توی میهن بلاگ وبلاگ دارن نام کاربری رو از طریق نظرات بگن تا از اونا دعوت شه و بتونن مطلب بذارن و اگه کاربر میهن بلاگ نیستن از طریق نظرات متن یا پیامشون رو بذارن تا براشون بذارم توی صفحه اصلی،در صورتی که نمیخوان اسشمون یا وبشون یا ایمیلشون نشون داده بشه به صورت ناشناس بیان یا به صورت خصوصی بگن

چقدر بده وقتی...

سلام:

سیاهی نیست انچه که میپنداریم نقطه هایی دارد برای نشان دادن رنگها که هرگز به چشم نمی ایند و

کسی نمیداند مگر خودش.کاش سیاهی هم یاری داشت تا سپیدی دنیا را به تسخیره نقابی اکنده از خیانت

نکند و ...

همیشه رضا باشید


چقدر بده توی وجودت خودتو یه شاه ببینی و فکر کنی همه  باهاتن اما با نگاه به وجود دیگران

ببینی هیچی نیستی و حتی به اندازه ی یه ادم عادی هم ارزشی نداری.

چقدر بده وقتی دلتنگی میشی اما کسی نباشه که بهش حرف بزنی یا اگه باشه فقط به عنوانه یه

مجسمه حرفاتو بهش بگی و بعدش بشکنتت و ناجیه حرفات خودت باشی.چقدر بده وقتی کسی بهت

اهمیتی نده و فقط به خاطر جبر به عادت تبدیل بشی.چقدر بده وقتی حس کنی همه باهات مخالفن به

خاطر چیزی که خودتم نمیدونی چرا.چقدر بده وقتی حتی کار درستی رو هم که انجام میدی به مخالفت

باهات روی نارضایتی بهت نشون بدن و اگه خلاف اون کارو هم انجام بدی تبدیل به کار بدی میشه

که هیچ وقت ردش پاک نمیشه.


چقدر بده وقتی به خاطر عجزت چیزی رو درخواست کنی و حاضر به فنای اون چیزی که طلب کردی

باشن اما باهات مخالفت کنن.چقدر بده بخای ازاد زندگی کنی اما مثه یه برده باشی و با تصاحب

سلطه گری باهات برخورد کنن.چقدر بده وقتی حتی ترانه ها هم برات گم باشن و حرفی واست نباشه

و اون موقع حتی ندای مرگ رو هم نشنوی.


چقدر بده وقتی غم دنیا رو روی شونه هات حس کنی و با خودت بگی خوب کی نوبت من میشه که به

خوشی های دنیا فکر کنم.چقدر بده وقتی ارزوهاتو یکی یکی توی ذهنت بسازی و بهشون فکر کنی

و اگه کسی رو واسه کمک خواستی همه سرشون رو توی کیسه ی خودشون کنن و گرم بشن.چقدر

بده وقتی حس کنی تنها کسی که باهات راه میاد و دلش برات میسوزه خودتی و خودت.


چقدر بده وقتی هر روز بگی خوب امروز یه روز جدیده و به وعده ی دیروز توجه کنی که قراره

امروز همه چی عوض شه اما هیچ اتفاقی نیوفته بدتر شه.چقدر بده وقتی تکیه میکنی و میفهمی یه

دیوار کاغذی بود که خیلی زود خراب شد.


چقدر بده دنیا و خوضشی هات توی رویا باشه و دستهایی رو که میخوای بگیری هیچ وقت توی

واقعیت برات نباشه.چقدر بده اروم اروم اب بشی و اه بکشی که کاش کسی به چوب دراز و خشکی

که با امید توی خاک ریشه کرده توجه کنه و اونو تا زمین خم نکنه و ازش میوه نخواد.

چقدر بده همیشه تنها باشی و ادمهای خدا ازت کناره بگیره و حس کنی بودنت هیچ فایده ای نداره و

دنیای به این بزرگی رو فقط یه اتاق کوچیک ببینی که یه سقف کوتاه داره و چهار تا دیوار بدون هیچ

پنجره ای.چقدر بده خودتو با چیزی انس بدی که هیچ کارایی نداره.چقدر بده کارت رو کسانی بتونن

درست کنن که هیچ وقت بهت نزدیک نبودن.


چقدر بده وقتی یه خونه، یه باغچه پر از گل و یه حوض پر از ماهی و چندتا پنجره داشته باشی اما

هیچ کس نتونه ببینتشون.کاش هیچ دلی تنها نمیره.یا بهتر بگم کاش هیچ دلی توی تنهایی

نمیره.کاش دلها با هم باشن حتی اگه صاحباشون نخوان.کاش ادما از هم جدا شن اما دلاشون پیش

هم باشه.کاش قصه ی لیلی و مجنون ها، ناپدری و نامادری ها، نابرادری و ناخواهری ها و همه ی

ناملایمتی های دنیا تموم بشه.




یکشنبه 29 آذر 1388 دل نوشته ی نمیدونم کی هستم | یادگاری ()



هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


نکته های اساسی

  • خانه
  • نمیدونم کی هستم

    کی بیشتر از همه حقتو ضایع کرده؟











    بازدیدهای امروز :
    بازدیدهای دیروز :
    كل بازدیدها :
    كل مطالب :

    RSS 2.0
    غم قطره