تبلیغات
حقوق ضایع شده ی من
حقوق ضایع شده ی من

هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


کسانی که میخوان حرفای دلشون رو اینجا بذارن اگه توی میهن بلاگ وبلاگ دارن نام کاربری رو از طریق نظرات بگن تا از اونا دعوت شه و بتونن مطلب بذارن و اگه کاربر میهن بلاگ نیستن از طریق نظرات متن یا پیامشون رو بذارن تا براشون بذارم توی صفحه اصلی،در صورتی که نمیخوان اسشمون یا وبشون یا ایمیلشون نشون داده بشه به صورت ناشناس بیان یا به صورت خصوصی بگن

کجاست عاشقه من

سلام:

این متن رو دوست عزیزم مینا خانم فرستادن که واقعا اشکمو در اورد.امیدوارم قصه ی عاشقا عوض

شه.نمیدونم درمورد این متن چی بگم خودتون برید بخونید.تا اینجا هم که تونستم بذارمش توی وب

خیلی تحمل کردم.امیدوارم مشکلش حل شه.

همیشه رضا باشید

این متن یه عاشقی هست واسه معشوقی که هیچ وقت ن پایان به اخر نرسید .

سلام:

خوبی عزیزم؟نمیدونی چقدر خوشحالم که الان داری دست خط منو میخونی.نمیدونم چجوری بگم

توی این مدت که باهات اشنا شدم فکر میکردم خیلی زود تموم مشیه.روزی که بابام باهات حرف زد

حس کردم یه کم داره جدی میشه و من اصلا توی این حال و هوا نبودم که یواش یواش باید ازدواج

کنم.الان یه سال و هفت ماه هست که ما همو میشناسیم و من باید بگم توی این یه سال و نیم با

همه خوبی و بدیات دوست دارم.راستش وقتی داشتم باهات حرف میزدم و یه دفعه دستمو گرفتی

علاقتو حس کردم.با این که به زبون نیاوردی اما صدای دلتو شنیدم.توی پارک که نشسته بودیم چه

قدر خوش گذشت.با اون بچه ها که تنیس بازی کردیم.اون موقع تازه فهمیدم من چقدر دوست

دارم.وقتی میخندیدی و برق چشاتو میدیدم بهترین لحظه ی زندگیم بود.اما یه کم عصبانیمم کردیا

شالت که افتاد و تو هم هیچ توجهی نکردی هیچی بهت نگفتم و ببینم کی از رو میری.شوخی کردم

اما یه حس بد داشتم اون موقع.

بی خیال مهم اینه که الان برای اولین بار دارم برات مینویسم و الان دارم تصور میکنم که چجوری

داری این نامه رو میخونی.مینا نمیدونم اینو چجوری بگم.من الان اماده ی ازدواجم و میشه گفت

چیزی کم ندارم واسه این کار.توی فامیل کسی رو زیاد قبول ندارم.ببخشید که رک و بدون مشورت

میگم اما ما همو تقریبا میشناسیم و خانواده ها هم که همین طور باز ببخشید که اینجوری میگم اگه

میشه میخواستم ازت خواستگاری کنم و یه جور برنامه ریزی کنیم که  اماده ی مراسم شیم که

برسیم خدمتتون.

البته این فقط مستلزم جواب تو هست.نمیخوام ناامیدت کنم اما همه میدونن که من واسه اینده ای که

درست میکنم بهترین رو انتخاب میکنم و اینم میدونم که هر دختری دوست داره شوهرش بهترین

زندگی رو داشته باشه و موفق باشه.میدونم که تو زیاد به پول اهمیت نمیدی اما منم نمیذام جوری

باشه که تو رنج بکشی.من تورو خیلی دوست دارم نمیذارم حصرت بکشی.اینارو نمیگم به خاطر

این که نظرتو جلب کنم دوست دارم نظر و علاقه خودت باشه دوست ندارم چیزی بهت تحمیل

شه.واسه همه چی هم فکرامو کردم.یه مدتی نامزد میکنیم تا من روی دور بیوفتم بعد اگه خدا بخواد

عقد میکنیم.

هفته دیگه که اومدم بیشتر درموردش حرف میزنیم.من اینجا دیگه کاری ندارم و دارم میام

پیشت.مینا یادت باشه توی این مدت حسابی فکر کن.دلم میخواد وقتی اومدم جواب ازت بگیرم.اما

زیاد خودتو اذیت نکن.

خیلی دوست دارم.عاشقت شدم به خدا

قربانت  

علی رضا


این نامه رو علیرضا بهم داد.خیلی دوسش داشتم.قرار بود بیاد خواستگاریم.یه هفته به مراسم

بیشتر نمونده بود که بیاد و لباس دامادی تنش کنه و دستاشو  بگیرم و زیر سایه ی مردونش زندگی

کنم اما به جای لباس دامادی لباس خاک رو تنش کردن.خیلی دلم براش تنگ شده اما حیف که هیچ

وقت بر نمیگرده.خدایا پاکی اون ضامنش شد تا دیگه توی دنیا نباشه به پاکیه اون قسم منم ببر

نمیتونم دوریشو تحمل کنم.نامه ای که بهم داد، عکساش، هر جای شهر ازش خاطره دارم. خدایا

صبرم بده داغونم داغونه داغون.


شنبه 14 آذر 1388 دل نوشته ی نمیدونم کی هستم | یادگاری ()



هیچگونه مطلبی سیاسی در این وب انتشار نمیگردد.مطالب و وب ربطی به سیاست و افکاره ماوراء بشریت ندارد.مسئولیت قسمت نظرات در اختیار این وب نیست.
همیشه رضا باشید


نکته های اساسی

  • خانه
  • نمیدونم کی هستم

    کی بیشتر از همه حقتو ضایع کرده؟











    بازدیدهای امروز :
    بازدیدهای دیروز :
    كل بازدیدها :
    كل مطالب :

    RSS 2.0
    غم قطره